در آستانه ی دردی کهنه

به انتظار نشسته ام،

می نشانم تو را

کنار یک تصمیم قدیمی

روبروی یک آینه ی قدی

و باز می گویمت

این صبر است که می فرسایدم

سرزنش مکن مرا

سخن از شعله است ...

سایش تن ها مان

و جرقه...

اینک این آتش تمامی مرا به بر کشیده است

رقص با حریق

نفس به نفس

دو قدم به عقب

چرخش  و چرخش  و چرخش...

اینجا آخر دنیاست