سالگرد
در آستانه ی دردی کهنه
به انتظار نشسته ام،
می نشانم تو را
کنار یک تصمیم قدیمی
روبروی یک آینه ی قدی
و باز می گویمت
این صبر است که می فرسایدم
سرزنش مکن مرا
سخن از شعله است ...
سایش تن ها مان
و جرقه...
اینک این آتش تمامی مرا به بر کشیده است
رقص با حریق
نفس به نفس
دو قدم به عقب
چرخش و چرخش و چرخش...
اینجا آخر دنیاست
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم اسفند ۱۳۸۷ ساعت 15:0 توسط بهناز
|