(پرده اول)
در بخارهای شیرگون صبح
پشت این مه غلیظ
آدمی فتاده ست بر زمین
...
نخ کشیده می شود
گردنش بلند می شود
تیک تاک
تیک تاک
انفجار
خودکشی دو سویه بود
از زمین
از آسمان
(پرده دوم)
زیر طاق ظهر
زیر آتشین گداخته
تیرهای آفتاب
آدمیت آب می شود
مادران در آسمان
کودکان به انتظارشان
در نظاره
در غروب
قطره قطره عشق، صبر
آب می شود
(پرده سوم)
شب که شد
مه زنو فرو نشست
دست ها بلند شد
همهمه
تا سحر کشیده شد
واپسین نگاه خیره
پشت پرده مات شد
+ نوشته شده در جمعه دهم مهر ۱۳۸۸ ساعت 21:39 توسط بهناز
|